سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
47
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
دادن آن حضرت و كلام سلونى عن كتاب الله فانّى اعلم ممّن نزلت و فى اىّ شىء نزلت « 1 » و امثال اينها گفتگو مىكند و آنها را از مجعولات شيعه و واهى ميدانند . ولى عجب آنكه در صفحه بعد قول عكرمه غلام بربرى ( مجهول الحال را ) كه ميگويد بر تفسير تمام قرآن واقفم نقل مىكند و رد نمينمايد اين نيست مگر عين تعصب و بىاطلاعى از علم درايت و حديث - يا عناد و لجاج و خبث فطرت . در فصل اول از باب 2 ص 131 راجع بابى ذر غفارى كه دومين مرد پاك از صحابه رسول اللّه بوده ( كه خود او هم در آخر مقالش تصديق مىكند كه ابى ذر از پاكترين اصحاب پيغمبر و مرد متقى و پرهيزكار بوده ) نسبت عقيده اشتراكى ميدهد و تهمتهاى ناروا به آن مرد پاك مىزند و او را اتباع عبد اللّه بن سباء يهودى ميخواند ؟ ! ! و حال آنكه در احاديث معتبره منقوله در كتب اكابر علماء اهل تسنن بسيار رسيده است كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود خدا مرا امر نموده چهار نفر را دوست بدارم كه يكى از آنها ابى ذر غفارى است . چنانچه اكابر علماء سنى از قبيل ابن حجر مكى در صواعق محرقه و احمد بن حنبل در مسند و شيخ سليمان بلخى حنفى در ينابيع المودة و ابن عبد البر در استيعاب و ديگران نقل نمودهاند و در ص 437 همين كتاب ذكر گرديده . فقط جرمى كه ابى ذر غفارى و آن مؤمن موحد پاك را مبغوض احمد امين و طبرى و غيره قرار داده كه او را متهم بتبعيت ابن سباء لعين و اشتراكى بخوانند آنست كه مطيع امر رسول خدا بوده و بامر آن حضرت تابع على عليه السّلام و از بيعت ابى بكر سرپيچى نموده و در منزل آن حضرت معتكف گرديده و موقع تبعيد در شامات مردم را بخلافت و امامت على عليه السّلام ميخوانده و خلافت ديگران را بر خلاف حق ميدانسته و آنچه از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درباره على عليه السّلام شنيده بود بمردم ميرسانيد . همين عمل آن مرد بزرگ صحابى سبب بغض و كينهء فراوان گرديد كه او را مورد تيرهاى تهمت قرار دهند .
--> ( 1 ) سؤال كنيد از من از كتاب خدا پس بدرستى كه من داناترم براى چه كس نازل گرديده و در چه چيز نازل شده .